جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
impeccably
مثالها
The tailor crafted the suit impeccably, ensuring a perfect fit.
خیاط کت و شلوار را بیعیب و نقص دوخت، تا مطمئن شود که کاملاً اندازه است.
درخت واژگانی
impeccably
impeccable
peccable
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درخت واژگانی