جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
illimitable
01
نامحدود, بیحد، محدودنشدنی
without any limits or restrictions
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most illimitable
شکل تفضیلی
more illimitable
درجهپذیر
مثالها
Her illimitable creativity allowed her to produce works that constantly amazed her peers.
خلاقیت بیحد و مرز او به او اجازه داد تا آثاری خلق کند که همیشه همکارانش را متحیر میکرد.



























