جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
فرجام خواستن
وکیل مدافع درخواستی برای تجدیدنظر در حکم صادر شده توسط دادگاه بدوی ارائه کرد.
درخواست کردن, تقاضا کردن، درخواست داشتن
آنها برای تأمین بودجه به دولت توسل کردند.
جذابیت داشتن, خوشایند بودن
سخنرانی او به جلب تمایل رأیدهندگان برای تغییر و فرصتهای بهتر پرداخت.
قانع کردن
سیاستمدار در سخنرانی انتخاباتی خود به حس میهنپرستی رایدهندگان متوسل شد.
اعتراض کردن
متهم پس از اینکه حکم دادگاه بدوی نامطلوب بود تصمیم به تجدیدنظر گرفت.
درخواست, تقاضا
سازمان خیریه پس از سیل برای داوطلبان یک درخواست کرد.
استیناف, فرجام، تجدیدنظر
متهم علیه حکم فرجامخواهی کرد.
جذابیت
جذابیت فیلم در داستان قدرتمند آن نهفته است.
اقناع
وکیل یک درخواست به احساس عدالت هیئت منصفه کرد.
درخواست کمک مالی, کمپین جمعآوری کمکهای مالی
بیمارستان یک درخواست برای خرید تجهیزات جدید راهاندازی کرد.
درخت واژگانی



























