جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hoar
01
شبنم یخ زده, رسوب سفید یخ
ice crystals forming a white deposit (especially on objects outside)
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
hoars
hoar
01
سفید مو, سفید مثل برف
having gray or white hair, often as a sign of aging
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
hoarest
شکل تفضیلی
hoarer
درجهپذیر
حوزه
age, appearance, hair
مثالها
The hoar man stood proudly at the front of the room, commanding respect.
مرد سفیدمو با افتخار در جلوی اتاق ایستاده بود، احترام را فرمان میداد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
hoary
hoar



























