جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Historian
01
مورخ, تاریخدان، تاریخنگار
someone who studies or records historical events
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
historians
مثالها
The historian spent years researching ancient Roman battles.
تاریخدان سالها را صرف تحقیق درباره نبردهای روم باستان کرد.



























