جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Hillbilly
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
hillbillies
مثالها
They told stories about a hillbilly who lived deep in the woods, far from modern civilization.
آنها داستانهایی درباره یک دهاتی تعریف میکردند که در اعماق جنگل زندگی میکرد، دور از تمدن مدرن.
درخت واژگانی
hillbilly
hill
billy



























