جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
hidden
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most hidden
شکل تفضیلی
more hidden
درجهپذیر
مثالها
The hidden compartment in the wall kept valuables safe from thieves.
محفظه پنهان در دیوار، اشیاء قیمتی را از دست سارقان در امان نگه میداشت.
مثالها
She had a hidden talent for classical piano that few people knew about outside her close friends and family.
او استعداد پنهانی در پیانوی کلاسیک داشت که افراد کمی خارج از دوستان نزدیک و خانوادهاش از آن اطلاع داشتند.
درخت واژگانی
hiddenness
hidden
hide



























