جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Helper
01
کمکرسان, مددکار
a person who helps others, often with money or practical support
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
helpers
مثالها
The elderly man thanked the helper for carrying his groceries.
مرد مسن از کمک برای حمل خریدهایش تشکر کرد.
مثالها
During the charity event, many volunteers served as helpers to ensure everything ran smoothly.
در طول رویداد خیریه، بسیاری از داوطلبان به عنوان کمککننده خدمت کردند تا اطمینان حاصل شود که همه چیز به آرامی پیش میرود.
درخت واژگانی
helper
help



























