جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
hackneyed
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most hackneyed
شکل تفضیلی
more hackneyed
درجهپذیر
مثالها
His speech was filled with hackneyed expressions that failed to inspire the audience.
سخنرانی او پر از عبارات کلیشهای بود که نتوانست الهامبخش مخاطبان باشد.



























