جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
guided
01
همراه با راهنما
directed, controlled, or assisted by someone or something to follow a specific path or achieve a goal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most guided
شکل تفضیلی
more guided
درجهپذیر
حوزه
assistance, direction, education
مثالها
The guided nature walk helped visitors learn about local plants.
پیادهروی طبیعی راهنماییشده به بازدیدکنندگان کمک کرد تا درباره گیاهان محلی یاد بگیرند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
misguided
unguided
guided
guide



























