جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
grotesque
01
زشت و مضحک
very ugly in a strange or funny way
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most grotesque
شکل تفضیلی
more grotesque
درجهپذیر
مثالها
The artist created a series of grotesque sculptures, with twisted forms and contorted faces.
هنرمند مجموعهای از مجسمههای عجیب و غریب را با فرمهای پیچخورده و چهرههای کج و معوج خلق کرد.
02
عجیب و غریب, خندهدار
so odd or bizarre as to be laughable
مثالها
His grotesque exaggeration made everyone laugh.
اغراق عجیب و غریب او همه را خنداند.
Grotesque
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
grotesques
مثالها
Renaissance artists often painted grotesques in frescoes and murals.
هنرمندان رنسانس اغلب گروتسکها را در فرسکوها و نقاشیهای دیواری نقاشی میکردند.
درخت واژگانی
grotesquely
grotesqueness
grotesque



























