جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
gratis
اطلاعات دستوری
مثالها
The musician performed a special concert gratis for the local charity event.
موسیقیدان یک کنسرت ویژه رایگان برای رویداد خیریه محلی اجرا کرد.
gratis
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
درجهناپذیر
مثالها
The magazine sent her a gratis copy of the latest issue as a gesture of appreciation.
مجله یک نسخه رایگان از آخرین شماره را به عنوان نشانه قدردانی برای او فرستاد.



























