جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
gratified
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most gratified
شکل تفضیلی
more gratified
درجهپذیر
حوزه
emotion, satisfaction, experience
مثالها
She felt gratified by the positive feedback she received for her hard work.
او از بازخورد مثبتی که برای کار سختش دریافت کرد، احساس رضایت کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
ungratified
gratified
gratify



























