جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to goof
01
مرتکب اشتباه شدن, اشتباه بزرگی مرتکب شدن
commit a faux pas or a fault or make a serious mistake
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
goof
سومشخص مفرد
goofs
وجه وصفی حال
goofing
گذشته ساده
goofed
اسم مفعول
goofed
درخت واژگانی
goofy
goof



























