جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
gigantic
01
غولپیکر, غولپیکر
extremely large in size or extent
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most gigantic
شکل تفضیلی
more gigantic
درجهپذیر
مثالها
The gigantic iceberg floated ominously in the frigid waters, dwarfing the nearby ships.
کوه یخ عظیم به طور ترسناکی در آبهای یخزده شناور بود و کشتیهای نزدیک را کوچک نشان میداد.
درخت واژگانی
gigantic
giant



























