جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
annoyed
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most annoyed
شکل تفضیلی
more annoyed
درجهپذیر
مثالها
She felt annoyed when her computer froze in the middle of her work.
او ناراحت شد وقتی کامپیوترش در وسط کارش قفل کرد.
درخت واژگانی
annoyed
annoy



























