جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
شطرنج یک بازی صفحهای استراتژیک است که بین دو بازیکن روی صفحهای شطرنجی انجام میشود.
رقابت
بازی مورد علاقه من برای بازی شطرنج است زیرا به استراتژی نیاز دارد.
مسابقه
علیرغم باران، بازی کریکت طبق برنامه ادامه یافت.
حیوان (قابلشکار)
شکارچیان به جنگل رفتند تا شکار را ردیابی کنند.
آراسته, تزئین شده
اسبهای رژه باشکوه به نظر میرسیدند، کاملاً آراسته.
حرفه, شغل
او در بازی خود به عنوان وکیل بسیار موفق است.
شوخی, بازی
تیم دفتر قبل از جلسه کمی بازی لذت برد.
تجهیزات, لوازم
زمین گلف تجهیزات کامل را برای همه شرکتکنندگان فراهم کرد.
حیله, توطئه
او یک بازی هوشمندانه برای برنده شدن در قرارداد داشت.
گوشت شکار, گوشت حیوانات وحشی
گوشت شکار به عنوان شکار لوکس در نظر گرفته میشود.
امتیاز, نمره
تیم در بازی آخر دو امتیاز عقب بود.
گیم, بازی
او اولین بازی ست را برد.
دست (بازی ورق)
آنها یک بازی شطرنج را در کمتر از یک ساعت به پایان رساندند.
سبک بازی, روش بازی
بازی او چشمگیر بود، مهارت و دقت را در هر حرکت نشان میداد.
شرط بندی کردن, قمار کردن
او تصمیم گرفت روی مسابقه قهرمانی شرط ببندد.
بازی کامپیوتری کردن
هر جمعه شب، ما در خانه تام جمع میشویم تا با هم بازی کنیم.
او همیشه برای جلسه آخر لحظهای با مشتری آماده است.
لنگان, ناتوان
اسب نجات پس از حادثه لنگ بود.
درخت واژگانی



























