جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fusible
01
گداختنی
able to be melted or combined when subjected to heat
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most fusible
شکل تفضیلی
more fusible
درجهپذیر
مثالها
Many metals, like gold and silver, are fusible, making them valuable for jewelry-making.
بسیاری از فلزات، مانند طلا و نقره، ذوبشدنی هستند، که آنها را برای ساخت جواهرات ارزشمند میکند.
درخت واژگانی
fusible
fuse



























