furry
fu
ˈfɜ:
rry
ri
ri
flurryferry

تعریف و معنی "furry"در زبان انگلیسی

furry
01

خزدار, پشمالو

having an abundant covering or coat of soft, dense hair or fur 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
furriest
شکل تفضیلی
furrier
درجه‌پذیر
مثال‌ها
The cat's furry coat kept it warm during the cold winter months. 

پوشش پشمی گربه در طول ماه‌های سرد زمستان او را گرم نگه می‌داشت.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه