جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fruitful
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most fruitful
شکل تفضیلی
more fruitful
درجهپذیر
مثالها
The meeting was fruitful, leading to new ideas and solutions.
جلسه پربار بود و به ایدهها و راهحلهای جدیدی منجر شد.
مثالها
The apple tree in our backyard is so fruitful that we share baskets of apples with our neighbors every fall.
درخت سیب در حیاط پشتی ما آنقدر پربار است که هر پاییز سبدهای سیب را با همسایگانمان تقسیم میکنیم.
درخت واژگانی
fruitfully
fruitfulness
unfruitful
fruitful
fruit



























