جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
freaky
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
freakiest
شکل تفضیلی
freakier
درجهپذیر
حوزه
experience, emotion, perception
مثالها
The freaky noises coming from the attic at night kept the children awake and frightened.
صداهای عجیب که شبها از اتاق زیر شیروانی میآمد بچهها را بیدار و ترسان نگه میداشت.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
freaky
freak



























