جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fragrant
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most fragrant
شکل تفضیلی
more fragrant
درجهپذیر
حوزه
smell, perception, sensation
مثالها
The freshly baked bread was fragrant, filling the kitchen with a warm and inviting aroma.
نان تازه پخته شده معطر بود، آشپزخانه را با عطری گرم و دعوتکننده پر کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
fragrant
fragr



























