جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
First gear
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
first gears
مثالها
He shifted the car into first gear to begin moving up the steep hill.
او ماشین را به دنده یک تغییر داد تا شروع به بالا رفتن از تپه شیبدار کند.
LanGeek



























