جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fidgety
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most fidgety
شکل تفضیلی
more fidgety
درجهپذیر
مثالها
The fidgety child couldn't sit still during the long car ride, constantly shifting in his seat.
کودک بیقرار نمیتوانست در طول سفر طولانی ماشین آرام بنشیند، دائماً روی صندلی خود تکان میخورد.
درخت واژگانی
fidgetiness
fidgety
fidget



























