جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
feigned
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most feigned
شکل تفضیلی
more feigned
درجهپذیر
مثالها
Her feigned enthusiasm for the project fooled no one; it was clear she wasn't genuinely interested.
اشتیاق ساختگی او برای پروژه هیچکس را فریب نداد؛ واضح بود که او واقعاً علاقهای ندارد.



























