feigned
Pronunciation
/ˈfeɪnd/

تعریف و معنی "feigned"در زبان انگلیسی

feigned
01

جعلی, نمودار

lacking genuineness or sincerity
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most feigned
شکل تفضیلی
more feigned
درجه‌پذیر
مثال‌ها
His feigned innocence did n't convince the jury; they saw through his act.
معصومیت ساختگی او هیئت منصفه را متقاعد نکرد؛ آنها از بازی او گذشتند.

درخت واژگانی

unfeigned
feigned
feign
App
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه