جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Faux pas
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
faux pas
مثالها
He committed a faux pas by forgetting to introduce his guests at the party.
او با فراموش کردن معرفی مهمانانش در مهمانی مرتکب یک faux pas شد.



























