farfalle
far
fɑ:
faa
fa
ˈfæ
lle
leɪ
lei

تعریف و معنی "farfalle"در زبان انگلیسی

Farfalle
01

پاستای پروانه‌ای, فارفاله، ماکارونی پروانه‌ای

pasta in form of bowties or butterfly wings 
farfalle definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
farfalle
مثال‌ها
My son loves the the creamy farfalle Alfredo I make for him. 

پسر من عاشق فارفاله آلفردو خامه‌ای است که برایش درست می‌کنم.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه