جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fanciful
01
خیالپردازانه, خیالی
coming from the imagination rather than facts
مثالها
The artist 's paintings were filled with fanciful creatures and surreal landscapes, showcasing her vivid imagination.
نقاشیهای هنرمند پر از موجودات تخیلی و مناظر سورئال بود که تخیل زنده او را به نمایش میگذاشت.
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most fanciful
شکل تفضیلی
more fanciful
درجهپذیر
مثالها
The cake was decorated with fanciful icing designs and edible flowers.
کیک با طرحهای فانتزی یخچالی و گلهای خوراکی تزیین شده بود.
درخت واژگانی
fancifully
fanciful
fancy



























