جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Famine
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
famines
مثالها
Many children were orphaned as a result of the famine.
بسیاری از کودکان در نتیجه قحطی یتیم شدند.
02
نایابی, کمیابی
a severe insufficiency of anything
مثالها
The town faced a famine of clean water due to the prolonged drought.
شهر با قحطی آب تمیز به دلیل خشکسالی طولانی مدت روبرو شد.



























