جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Famine
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
famines
مثالها
Many farmers lost their livestock during the famine.
بسیاری از کشاورزان در طول قحطی دامهای خود را از دست دادند.
02
نایابی, کمیابی
a severe insufficiency of anything
مثالها
The country is struggling with a famine of healthcare supplies amidst the crisis.
کشور در بحبوحه بحران با قحطی تجهیزات مراقبتهای بهداشتی دست و پنجه نرم میکند.



























