جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او لباسهای اضافی را برای مواقع تغییرات غیرمنتظره آب و هوایی بستهبندی کرد.
ورود به کنسرت رایگان است، اما اگر میخواهید تجربه VIP داشته باشید، نوشیدنیها و تنقلات اضافه هستند.
اغراق آمیز, زیاده
او با تمام تزئینات مهمانیاش خیلی اضافه است.
خیلی, بسیار، فوقالعاده
او فوقالعاده سختکوشانه کار کرد تا پروژه را زودتر از موعد به پایان برساند.
اضافی، لوازم جانبی
عکاس وسایل اضافی مانند لنزهای اضافی و تجهیزات نورپردازی را برای اطمینان از عکسهای با کیفیت بالا گنجاند.
ویرایش ویژه, ضمیمه
نسخه اضافی روزنامه ظرف چند ساعت پس از انتشار اخبار مهم به دکهها رسید.
سیاهیلشکر, بازیگر فرعی
تیم تولید فیلم به چند سیاهی لشکر نیاز داشت تا صحنههای شلوغ خیابانهای شهر را پر کند.
(پیشوند) اضافه, (پیشوند) بیشتر
او در بسیاری از فعالیتهای فوق برنامه، از جمله فوتبال و باشگاه درام شرکت میکند.



























