جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ethics
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She often consulted her ethics when faced with challenging decisions at work.
او اغلب هنگام مواجهه با تصمیمات چالشبرانگیز در محل کار، به اخلاقیات خود مراجعه میکرد.
02
فلسفه اخلاق, علم اخلاق، اخلاقیات
the branch of philosophy that studies moral values and principles



























