جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Equipment
01
تجهیزات, ابزار، وسیله
the necessary things that you need for doing a particular activity or job
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She packed her camping equipment, including a tent and a sleeping bag.
او تجهیزات کمپینگ خود را بسته بندی کرد، از جمله یک چادر و کیسه خواب.



























