جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Epitome
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
epitomes
مثالها
The mountains provided the epitome of natural unspoiled beauty and serenity.
کوهها نماد کامل زیبایی دستنخورده طبیعی و آرامش بودند.
02
خلاصه, چکیده
a concise summary that captures the core substance and significance of a longer work
مثالها
Scholars appreciated conference presentations providing a brief epitome to complement lengthy white papers.
محققان از ارائههای کنفرانسی که خلاصهای مختصر برای تکمیل مقالات سفید طولانی ارائه میکردند، قدردانی کردند.
درخت واژگانی
epitomize
epitome



























