جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
elementary
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most elementary
شکل تفضیلی
more elementary
درجهپذیر
مثالها
The math problem was elementary, so I finished it quickly.
مسئله ریاضی مقدماتی بود، بنابراین خیلی سریع آن را تمام کردم.
مثالها
Elementary students often have recess to break up their day with physical activity.
دانشآموزان ابتدایی اغلب زنگ تفریح دارند تا روز خود را با فعالیت بدنی قطع کنند.
درخت واژگانی
elementarily
elementary
elementar



























