جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
eerie
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
eeriest
شکل تفضیلی
eerier
درجهپذیر
مثالها
The eerie silence of the abandoned house sent shivers down their spines.
سکوت وحشتآور خانهٔ متروک باعث لرزیدن آنها شد.
02
وحشتآور, نگرانکننده
feeling frightened or unsettled
مثالها
The child grew eerie at the sound of footsteps in the dark.
کودک از صدای قدمها در تاریکی وحشتزده شد.



























