جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
eerie
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
eeriest
شکل تفضیلی
eerier
درجهپذیر
مثالها
As night fell, the forest became an eerie place, with shadows playing tricks on the imagination.
همانطور که شب فرود آمد، جنگل به مکانی وحشتانگیز تبدیل شد، با سایههایی که با تخیل بازی میکردند.
02
وحشتآور, نگرانکننده
feeling frightened or unsettled
مثالها
She felt eerie walking past the graveyard at dusk.
او هنگام عبور از کنار گورستان در غروب احساس وحشت کرد.



























