جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
eased
01
سبک شده, نرم شده
made less severe, intense, or painful
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most eased
شکل تفضیلی
more eased
درجهپذیر
مثالها
The eased tension in her shoulders after the relaxing massage was a welcome relief.
تنش کاهش یافته در شانههایش پس از ماساژ آرامشبخش، یک تسکین خوشایند بود.
درخت واژگانی
eased
ease



























