جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
eased
01
سبک شده, نرم شده
made less severe, intense, or painful
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most eased
شکل تفضیلی
more eased
درجهپذیر
مثالها
The eased regulations allowed businesses to operate more freely during the recovery period.
مقررات تسهیلشده به کسبوکارها اجازه داد تا در دوره بهبودی آزادانهتر عمل کنند.
درخت واژگانی
eased
ease



























