جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to dry out
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
dry
زمان حال
dry out
سومشخص مفرد
dries out
وجه وصفی حال
drying out
گذشته ساده
dried out
اسم مفعول
dried out
مثالها
The soil will eventually dry out after a few days of no rainfall.
خاک پس از چند روز بدون باران در نهایت خشک خواهد شد.
مثالها
Using a towel, try to dry out the spilled water on the kitchen counter.
با استفاده از یک حوله، سعی کنید آب ریخته شده روی پیشخوان آشپزخانه را خشک کنید.
03
خالی از آب شدن
to become empty of water, often referring to a container or space
Intransitive
مثالها
The pond will naturally dry out during the hot summer months.
برکه به طور طبیعی در ماههای گرم تابستان خشک میشود.
04
ترک اعتیاد به الکل, پاک شدن از الکل
(of an alcoholic person) to quit drinking alcohol, usually with the help of a treatment program to overcome the addiction
Intransitive
مثالها
After years of struggling with alcoholism, John decided it was time to dry out and seek professional help to overcome his addiction.
پس از سالها مبارزه با الکلیسم، جان تصمیم گرفت که زمان آن رسیده است که ترک کند و برای غلبه بر اعتیاد خود از کمک حرفهای استفاده کند.
05
سم زدایی کردن, ترک اعتیاد به الکل
to make someone stop drinking alcohol, particularly for someone with alcoholism
Transitive: to dry out sb
مثالها
The detox center successfully dried her out, and she started a new chapter in her life.
مرکز سمزدایی با موفقیت او را از الکل پاک کرد، و او فصل جدیدی در زندگی خود را آغاز کرد.



























