جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dower
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
dowers
مثالها
The law protected her dower rights to the estate.
قانون از حقوق مهریه او بر ملک محافظت کرد.
02
مهریه, جهیزیه
money or property brought by a woman to her husband at marriage
to dower
01
هدیه دادن, مجهز کردن به یک موقوفه
furnish with an endowment
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
dower
سومشخص مفرد
dowers
وجه وصفی حال
dowering
گذشته ساده
dowered
اسم مفعول
dowered
درخت واژگانی
dowerless
dower



























