جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Donor
مثالها
Each donor received a thank-you letter for their generous contributions to the food bank.
هر اهداکننده برای کمک های سخاوتمندانه خود به بانک غذایی یک نامه تشکر دریافت کرد.
02
اهداکننده (پزشکی)
(medicine) someone who provides biological materials for transplantation or medical procedures
مثالها
The blood bank relies on regular donors for lifesaving transfusions.
بانک خون به اهداکنندگان منظم برای انتقال خون نجاتبخش متکی است.
درخت واژگانی
donor
don



























