جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Donk
01
احمق, نادان
a stupid person
informal
offensive
مثالها
He's a total donk for thinking that shortcut would work.
او یک donk کامل است که فکر میکرد آن میانبر کار میکند.
02
باسن بزرگ, باسن برجسته
a large or prominent buttocks
Dialect
American
slang
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
donks
مثالها
Those jeans really show off her donk.
آن شلوار جین واقعاً باسن او را نشان میدهد.



























