جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dolt
غیررسمی
توهینآمیز
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
dolts
مثالها
Despite repeated warnings, the dolt proceeded to touch the hot stove, resulting in a painful burn.
با وجود هشدارهای مکرر، احمق به لمس اجاق گاز داغ ادامه داد که منجر به سوختگی دردناک شد.
درخت واژگانی
doltish
dolt



























