dither
Pronunciation
/ˈdɪðɝ/

تعریف و معنی "dither"در زبان انگلیسی

Dither
01

هیجان, اضطراب

an excited state of agitation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
to dither
01

نگران شدن, آشفتگی کردن

make a fuss; be agitated
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
dither
سوم‌شخص مفرد
dithers
وجه وصفی حال
dithering
گذشته ساده
dithered
اسم مفعول
dithered
02

این‌دست‌آن‌دست کردن, مردد بودن

to waver or hesitate in making a decision or taking action
مثال‌ها
He dithered for hours before finally making a choice, causing him to miss the deadline.
او قبل از اینکه بالاخره تصمیمی بگیرد، ساعتها تعلل کرد، که باعث شد مهلت را از دست بدهد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه