جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dispersed
01
پراکنده, پخش شده
not concentrated in one place
مثالها
Seeds were dispersed by the wind across the entire field.
دانهها توسط باد در سراسر مزرعه پراکنده شدند.
درخت واژگانی
dispersed
disperse
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پراکنده, پخش شده
درخت واژگانی