جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
disgusted
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most disgusted
شکل تفضیلی
more disgusted
درجهپذیر
حوزه
emotion, reaction, evaluation
مثالها
She was disgusted by the sight and smell of the spoiled food in the refrigerator.
او از دیدن و بوی غذای فاسد در یخچال منزجر بود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
disgustedly
disgusted
disgust



























