جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Discontinuance
01
اختلال, وقفه، قطع
the act of stopping something
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
His sudden discontinuance of the project caught everyone by surprise, especially his team.
توقف ناگهانی او در پروژه همه را به ویژه تیمش را غافلگیر کرد.
درخت واژگانی
discontinuance
continuance
continue



























