جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
all the time
01
همیشه, دائماً
continuously, persistently, or without pause
مثالها
She worries all the time, even in her sleep.
او همیشه نگران است، حتی در خوابش.
مثالها
I crave sushi all the time, but I only eat it once a week.
من همیشه هوس سوشی میکنم، اما فقط هفتهای یک بار آن را میخورم.



























