جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
devoid
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
درجهناپذیر
حوزه
absence, state, quality
مثالها
His speech was devoid of emotion, leaving the audience unmoved.
سخنرانی او از احساس خالی بود، که باعث شد مخاطبان تحت تأثیر قرار نگیرند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
devoid
void



























