جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
densely
01
بهطور متراکم, بهطور فشرده
in a manner that is closely compacted or crowded, with a high concentration of something in a given area
اطلاعات دستوری
مثالها
The city skyline was filled with densely arranged skyscrapers.
خط افق شهر پر از آسمانخراشهایی بود که به صورت متراکم چیده شده بودند.
02
احمقانه, نادانانه
in a stupid manner
درخت واژگانی
densely
dense



























