جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Degeneracy
01
انحطاط, فساد
the decline of moral principles
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
degeneracies
مثالها
The professor's controversial theories were met with accusations of intellectual degeneracy by his peers.
نظریههای بحثبرانگیز استاد با اتهامات انحطاط فکری از سوی همکارانش مواجه شد.
02
انحطاط, فساد
the state of being degenerate in mental or moral qualities
درخت واژگانی
degeneracy
degener



























