جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to deface
01
از شکل انداختن, ضایع کردن، محو کردن، بدشکل کردن
to ruin or damage something's appearance, particularly by writing or sketching on it
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
deface
سومشخص مفرد
defaces
وجه وصفی حال
defacing
گذشته ساده
defaced
اسم مفعول
defaced
مثالها
Vandals defaced the statue with spray paint last night.
خرابکاران دیشب مجسمه را با رنگ اسپری خراب کردند.
درخت واژگانی
defacement
deface
face



























